داستان ها و خاطرات

داستان ها و خاطرات

۱۳۹۹/۰۶/۰۴

زائر غریب

ساکش را یک گوشه پرت کرد و روی زمین نشست و به صدای بلند گریه کرد. هیچ کس جرأت نمی کرد به طرفش برود و هیچ حرفی برای آرام کردن او به ذهن هیچ کدامشان نمی رسید. فقط صدای های

۱۳۹۹/۰۶/۰۱

دیشب را مست سر بر بالین گذاشتم…

دیشب را مست سر بر بالین گذاشتم…

 

در سال ۱۳۷۲ برای تحصیل به فرانسه رفتیم. در آنجا همراه به آغاز تحصیلاتمان با جوانان با بصیرت در مسجدی کوچک آشنا شدیم. این جوانان مراسم سوگواری اباعبدالله علیه السلام را با

۱۳۹۹/۰۶/۰۱

اثر اشک برای امام حسین (ع)

بعد از ۱۶ سال جنازه اش را آوردند. خودم توی گلزار شهدای قم دفنش کردم. عملیات کربلای ۴ با بدن مجروح اسیر شد. برده بودنش بیمارستان بغداد. همونجا شهید شده بود، با لب تشنه. بعد از این همه سال هنوز

۱۳۹۹/۰۶/۰۱

چادرم هدیه امام حسین (ع) است!

راستش همیشه خودم را شیعه امام حسین (ع) می دانستم. از قیامش خیلی چیزها می دانستم و محرم به مجلس عزاداری می رفتم. می دیدم که خیلی ها به واسطه سرورم نجات یافته اند یا شفا گرفته اند. با خودم

۱۳۹۹/۰۳/۲۷

امامزاده حسین(ع): مِهرِ مولای بی کفن…

امامزاده حسین(ع): مِهرِ مولای بی کفن…

سفر عشق از آن روز شروع شد که خدا                   مهر یک بی کفن انداخت  میان دل ما

بعد محرم و صفر خدمت به زائرن پسر امام رضا(ع) حالا اجر مزدمون رو مادر سادات داد

۱۳۹۹/۰۳/۲۲

آنكس كه تو را شناخت جان را چه كند؟

با آن خستگی راه به فكر زهرا بودم كه بیحال نشود ،خودم هم حال و اوضاع خوبی نداشتم اما مبهوت و مقهور زمان و مكان بودم.به ساعت قرار با زهرا نزديک می شدم. رفتم سمت ضريح حضرت كه از ۱۵متری

۱۳۹۹/۰۳/۲۰

شام غریبان

محرم پارسال بود. چند سالی هست که توی محل ما، غروب روز عاشورا بچه های هیئت، خیمه هایی را که به یاد خیمه های امام حسین(ع) و یارانش بر پا کرده اند آتش می زنند. دورتادور خیمه ها را حصار

۱۳۹۹/۰۳/۱۶

میروم وز سرحسرت به قفا مینگرم

امام باقر علیه السلام: «اگر مردم می دانستند که در زیارت قبر حضرت حسین بن علی علیه السلام چه فضل و ثوابی است حتما از شوق و شور، قالب تهی می کردند و به خاطر حسرت ها نفس­هایشان به شماره